خرید بک لینک


شبیه دخترکی شوق یک عروسک داشت
چقدر بی تو دلم آرزوی کوچک داشت

پس از شهود دو چشم سیاه خورشیدی
دلم به صبح و به آن اختران شب شک داشت

به جز تو با همه باغ کاکتوسی بود
تنم به قامت تو اشتیاق پیچک داشت

مشامم از نفس و بوی تو معطر باد
تنت عصاره ای از عطر یاس و میخک داشت

مرا به جشن شبی بی ستاره روشن برد
زنی که بر تن خود از ستاره پولک داشت

در این بلوغ مکدر به هر دروغ و فریب
دلی به پاکی آب و زلال کودک داشت

همیشه همسفر ابر می شدم با تو
سفیر چشم تو با خویش بادبادک داشت

در این قفس که مرا از تو دور و تنها کرد
چقدر حنجره ام بغض یک چکاوک داشت

به یاد چشم تو آرام پلک می بندم
که بی تو خواب و خیالم همیشه بختک داشت



زین العابدین محب علی

برچسب: نویسنده: آوا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 5:14

صفحه بندی