
xa0 دلم به ياد تو افتاد و شد دوباره هواييچقدر واژه بميرد غزل غزل تو بيايي نشسته ام به اميد تو ای حماسه شيرينبريز آمدنت را به کام تلخ جدايي ملال نيست اگر با سپاه گريه بجنگماگر تو فاتح دريا، دچار صلح و صفايي به این کرانه سفر کن ببخش بر من و بشکنفروغ صاعقه ای را، طلسم مرگ صدايي چقدر فاصله بين من و الهه چشمت؟چقدر مانده نگاهي به روي من بسرايي؟ بهانه ایست رسيدن ، مسير هجر تو زيباستچه خوب روز و شب ما نمی رسند به جايي مخواه آخر افسانه ها به ميل تو باشدوصال لیلی و مجنون بگو که با چه بهایی؟ xa0 xa0 زین ال...
ادامه مطلب
دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـاییبا خود به سفر بردم یاد تو و تنـهاییرفتم که سفر شاید درمان دلم گـرددرفتن نبُود چاره وقتی که تو اینـجاییاز کوی تو رفتم من تا دل بشود آرامبیهوده سفرکردم وقتی که تو مـاواییبا یک غزل ساده از عشق تو مـیـگویمآخرچه شود حاصل جزغصه و رسـواییدر حسرت دیدارت بی خوابم و بـیدارمیاد دل من هستی؟ای مظهر زیـبـاییتلخ ست همه ی عمرم از شدت دلتـنگییا سوی تو باز آیم؛یا اینکه تو مـی آیی! xa0 مولانا...
ادامه مطلب
دلم به دام نگاهت اسیرتر شده استxa0چقدر ماهِ رخت سربه زیرتر شده است !xa0 xa0چقدر خانه برای صدات میمیرد ! چقدر عطر تنت دلپذیرتر شده است! منم ...ولی نه همانی که میشناختیاشدلم به وسعتِ صد سال پیرتر شده استشکستنی شده ام ؛ دست بر دلم نگذاراز آنچه فکر کنی گوشه گیرتر شده استxa0 xa0پرندهای که از آنسوی میله میترسیدبرای با تو پریدن دلیرتر شده استقدم به سینهی سوزان من گذاشتهایدوباره گوشهی چشم کویر ، ترشده است حسنا محمدزاده...
ادامه مطلب
xa0 اين بار با قواي جنون بردبارتردل مي زنم به آب از اين بي گدارتر گفتم رها نمي شوم از خود ولي دلم xa0با جبر چشم هاي تو بي اختيارتر... در باور و پسند دل من چه تحفه اي xa0از جاي بوسه ات به لبم يادگارتر معجون حسن و مهر تو با من چه کرده است مستم به شوق ديدن و دل بي قرارتر xa0در سنگالخ کاخ وصالت منم هنوز xa0با اين جنون قدم به قدم استوارتر کم کم به سير وادي تاريک مي روند اين چشم هاي روشنِ در انتظار تر اي وقت از مسير دو چشمم گذشتنت xa0بر سينه ضربه هاي دلم بي شمارتر xa0وقت است تا به جذبه خود معجزي کني ت...
ادامه مطلب