
xa0 نازنینم ، رنجشxa0 ازxa0 دیوانگی هایم خطاستعشق راxa0 همواره ،باxa0 دیوانگیxa0 پیوندxa0 هاستxa0شاید اینهاxa0 امتحانxa0 ماست ،با دستورxa0 عشقورنهxa0 هرگز،رنجشxa0 معشوقxa0 راxa0 عاشق نخواستxa0چند میگویی ،که از منxa0 شکوه ها داریxa0 بدللب که بگشایم ،مراxa0 همxa0 با توxa0 چندان ماجراستxa0عشقxa0 راxa0 ای یار ، با معیارxa0 بیxa0 دردیxa0 مسنجعلتxa0 عاشقxa0 طبیبxa0 من ، زxa0 علت هاxa0 جداستxa0باxa0 غبار راه ،معشوقxa0 استxa0 رازxa0 آفتابخاک پایxa0 دوست ،درxa0 چشمانxa0 عاشق توتیاست...
ادامه مطلب
xa0 هرگز نخواهد شد غمت مثل نفس عادتتا با توأم من این چنین هر لحظه هم صحبت پر می شود از عکس رویت قاب چشمانمتو نیستی محبوب من، لعنت به این قسمت پرواز در آغوش تو سهمم نشد آخربا هیچ دارویی مداوا زخم این حسرت از دست این سیلاب کاری بر نمی آیدتو حک شدی بر چشم من - همزاد این غربت- آه از تمام نقشه های بی سرانجامیکه می کشیدم سوی چشمان تو هر ساعت با ترس باید با تو باشم در خیالم نیزمی دزدم از لب های سرخت بوسه با وحشت من جان خود را نذر عشقت کرده ام ای دوستبرگرد تا من جان بریزم پای آن قامت xa0 xa0 زین العابدی...
ادامه مطلب