
رسول خدا را در خواب دید که به او می فرماید: چرا برای فرزند من شعر نمی گویی؟! بگو: باز این چه شورش است که در خلق عالم است.محتشم از خواب بیدار شد و شروع به سرودن ترکیب بند عاشورایی خود کرد....
ادامه مطلب
ساغری،دردانه ای ،جانم به جانت بسته استگوهری،تک دانه ای،جانم به جانت بسته است یک شراب ناب داری در دو چشم خویشتنیاس یا بابونه ای،جانم به جانت بسته است هرکسی در این جهان میلش به سمتی میکشدمقصدی رندانه ای،جانم به جانت بسته است مثل مرجانی و دریا را تو زیبا میکنییک گل تک دانه ای،جانم به جانت بسته است شاعرانی مست اینجا، شعرشان در وصف توستساغری دردانه ای ،جانم به جانت بسته است... امیر اخوان...
ادامه مطلب
دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـاییبا خود به سفر بردم یاد تو و تنـهاییرفتم که سفر شاید درمان دلم گـرددرفتن نبُود چاره وقتی که تو اینـجاییاز کوی تو رفتم من تا دل بشود آرامبیهوده سفرکردم وقتی که تو مـاواییبا یک غزل ساده از عشق تو مـیـگویمآخرچه شود حاصل جزغصه و رسـواییدر حسرت دیدارت بی خوابم و بـیدارمیاد دل من هستی؟ای مظهر زیـبـاییتلخ ست همه ی عمرم از شدت دلتـنگییا سوی تو باز آیم؛یا اینکه تو مـی آیی! مولانا...
ادامه مطلب